دختر مامانی و بابایی
چند روز پیش که همراه بابا جونت رفتیم سونوگرافی دکتر گفت که کوچولوتون دختره. خدا رو شکر، راستش با هر بار دیدنت اونم به کمک سونو بیشتر حست می کنم و برام مهمتر می شی عزیزم. با مشخص شدن جنسیت تو مادر جون شروع کرده به سسیسمونی خریدن. برای همین تصمیم گرفتم یک هفته برم خونه مادر تا در خریدها همراهیش کنم و نظر بدم. خاله طیبه و اراد جونم هم اومدن، دلم واسه اراد یه ذره شده بود، خاله فداش بشه. تقریبا همه چیزو خریدیم و یک سری دیگه هم سفارش دادیم. دسته پدر جون و مادرت درد نکنه. هنوز با بابا جونت روی اسمت به تفاهم نرسیدیم، راستش فکر نمی کردم که اینقدر روی تو حساس باشه. بگم ها خیلی دوست داره فسقلی من. دکتر گفت وزن...
نویسنده :
ریحانه
2:29


